محمد مفيد مستوفى بافقى

335

جامع مفيدى ( فارسى )

اين اوراق ساخت ، شعر : مرد را دوستان صاحبدل * زيور دين و زينت دنياست نعمت دهر اگرچه بسيار است * نعمتى بهتر از رفيق كجاست فضيلت و كمالات دستگاه زاير بيت الله الحرام حاجى مير شيخ احمد دادائى [ 260 الف ] آن‌جناب به كمال خرد و صلاح هنر آراسته و به داد و امانت و تقوى و ديانت زينت يافته و به حق‌گزارى « 1 » و نصيحت و هواخواهى مسلمين از امثال و اقران ممتاز گشته ، اكابر و اشراف مشتاق صحبت او و خواص و عوام آرزومند مجالست او . سلسلهء نسب پاكيزه‌اش به سلطان الاوليا و برهان الاتقيا سلطان تقى الدين دادا محمدا عليه الرحمه انتظام دارد و به دستور آباء عظام و اجداد كرام از زمانى كه نوبت جمشيد سرير خورشيد در پيشگاه ايوان « وَ السَّماءَ بَنَيْناها » مىنوازند و تا وقتى كه بساط مشكين شعار سلطان شب در فضاى « وَ الْأَرْضَ فَرَشْناها » مىگسترانند اوقات شريفش به موعظت عباد و قضاى حاجات مسلمين و مسلمات مصروف ميگردد ، شعر : بهر حرفى فلك را كيسه پرداز * بهر كارى قضا را محرم راز و از هنگامى كه مواكب سپاه نجوم و ثواقب در ميدان سپهر به جولان مىآيند تا فرصتى كه فراشان قدرت بواسطهء قنديل صبح عالم‌آرا كه از مطلع افق فروزان شده آثار طليعهء آفتاب جهانتاب به ساكنان اقطار زمين مىنمايند شمع‌وار بر قدم طاعت ايستاده و از سوز محبت و شعلهء توفيق در گداز آمده [ 260 ب ] اشك مىبارد ، نظم :

--> ( 1 ) - اصل : حق‌گذارى